۱۴۰۰ دی ۲۵, شنبه
۱۴۰۰ دی ۲۳, پنجشنبه
۱۳۹۷ اسفند ۱۱, شنبه
۱۳۹۷ آبان ۱۷, پنجشنبه
پی دی اف مباحثه محور تشخیص حق و باطل
#دفاع_از_خود
✅ مباحثه محور تشخیص حق و باطل
#پاسخگو_استاد☜ parvaz7278@
#مجید_نو_اندیش
💥 در ابرگروه حبل المتین
💥 مورخ دوشنبه 14 آبانماه 1397.
۱۳۹۷ آبان ۱۱, جمعه
دفاع از خود: حدیث قدسی
مجید نواندیش : علما حدیث قدسی را کلام
خداوند دانسته اند. اما در درایه الحدیث، محدثان برای آن شاخص هایی معین و وجوه
افتراق آن را از قران بیان کرده ا ند.
بعضی گفته اند: نسبت به حدیث قدسى
تحدّى صورت نگرفته، برخلاف قرآن كه مردم را به تحدّى فراخوانده است و نیز قرآن، وحی از
طریق جبرئیل است؛ اما حدیث قدسى الهام گونه و مانند آن است[1].
مضمون احادیث قدسی را مطالب
عرفانی و اخلاقی دانسته اند. در این نوع احادیث، تشریع هیچ امر واجبی ذکر نشده است
و گفته اند تنها بر ثواب و عقاب اعمال و اهمیت جایگاه کارهای دینی و عموما مستحب
تاکید شده است[2].
مهمترین بحث و اختلاف نظر
درباره احادیث قدسی، ناظر به وحیانی بودن یا نبودن الفاظ آنهاست. شماری از محققان
الفاظ این گونه احادیث را چونان دیگر احایث، از خود پیامبر اکرم دانسته اند. هر
چند بسیاری دیگر آن را چونان قران، از خداوند دانسته اند[2].
پروردگار تعریف دیگری از حدیث قدسی به بنده گفته
اند. خوانندگان می توانند تعریف آن را در مقاله محیط زیست[3] بنده ببینند.
حدیث قدسی به گفته پروردگار
و ملائکه، کلام پروردگار می باشد که خطاب به همه مردم می باشد و برای همه آنها
نافع و سودمند می باشد.
تابحال چنین تعریفی از حدیث
قدسی ارائه نشده است.
به عنوان دفاع از خود، به
خوانندگان محترم پیشنهاد می کنم احادیث قدسی را مورد بررسی قرار دهند ببینند آیا
اینطور هست یا نه؟ با تعریف مذکور مطابقت دارد یا خیر؟
مراجع
[1]
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB_%D9%82%D8%AF%D8%B3%DB%8C
اشکالات، خشونت در قران(7)
آیه مائده
33
إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ
رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا
أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ
الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ
عَظيمٌ
سزای کسانی که با [ دوستداران ] خدا و پیامبر او
می جنگند و در زمین به فساد می کوشند ، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته
گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند.
این ، رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت.
مجید نواندیش : این آیه در مورد محارب و مفسد در زمین است که
موجب اخلال در امنیت عمومی میشوند. در مقاله ای
تحت عنوان محارب در آینده به بررسی بیشتر در این باره و همچنین این آیه خواهیم
پرداخت.
تفسیر نمونه چندین نکته درباره این آیه می گوید:
1 - منظور از محاربه با خدا و پیامبر آنچنان که در احادیث اهل بیت وارد شده و شان
نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهى میدهد این است که : کسى با تهدید به اسلحه
به جان یا مال مردم تجاوز کند، اعم از اینکه به صورت دزدان گردنه ها در بیرون
شهرها چنین کارى کند و یا در داخل شهر، بنا بر این افراد چاقوکشى که حمله به جان و
مال و نوامیس مردم میکنند نیز مشمول آن هستند. ضمنا جالب توجه است که محاربه و
ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفى شده و این تاکید فوق
العاده اسلام را درباره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت مى کند. 2 - منظور
از قطع دست و پا طبق آنچه در کتب فقهى اشاره شده همان مقدارى است که در مورد سرقت
بیان گردیده یعنى تنها بریدن چهار انگشت از دست یا پا مى باشد.[1] گفته اند آنان دست و پای چوپانان
را بریدند و چشمانشان را کور کردند و شتران را به غارت بردند.
تفسیر المیزان درباره شان نزول این آیه می گوید: در
كافي به سند خود از ابي صالح از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه فرموده :
عدهاي از قبيله بني ضبه در حالي كه همه بيمار بودند به حضور رسول خدا (صلى الله علیه
و آله و سلّم) رسیدند ، حضرت به ایشان دستور داد چند روزی نزد آن جناب بمانند
تا بیماریشان بر طرف شده و بهبود یابند ، آنگاه ایشان را به جنگ خواهد فرستاد ،
این عده مىگویند : از مدینه خارج شدیم ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم)
ما را مامور كرد تا در بیابان مدینه نزد شتران صدقه برویم و از شیر آنها بخوریم و
بول آنها را بنوشیم و ما چنین كردیم تا همه بهبودی یافتیم و كاملا نیرومند شدیم ،
امام (علیه السلام) اضافه كردند كه این عده همينكه نيرومند شدند ، سه نفر از
چوپانهاي رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم) را به قتل رساندند ، رسول
خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم) علي (علیه السلام) را برای دستگیری و
سركوبی آنان روانه كرد ، حضرت علی آنان را در یك وادی پیدا كرد كه به حال سرگردانی
افتاده بودند ، چون آن بيابان نزديكی هاي يمن بود و آنان نمی توانستند از آن وادی
خارج شوند ، پس علي (علیه السلام) اسيرشان كرده به نزد رسول خدا (صلى الله علیه
و آله و سلّم) آورد ، و آیه شریفه در این مورد نازل شد.
علامه طباطبایی خود می گوید این روايت را با اندكي اختلاف شيخ
طوسي نيز به سند خود از ابي صالح از آن حضرت نقل كرده و عياشي هم آنرا در تفسير خود
از آن جناب آورده و در آخر نقل او آمده كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم)
از ميان چهار مجازاتي كه در آيه آمده بريدن دست و پايشان به خلاف را اختيار كرد و
این داستان در جوامع اهل سنت كه از آن جمله صحاح سته است ، به چند طریق نقل شده :
چيزي كه هست روايات اهل سنت اختلافي در نقل خصوصيات داستان دارند مثلا در بعضي از
آن روايات آمده كه بعد از آنكه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم) بر
آنان دست یافت ، هم دست و پايشان را بر خلاف قطع كرد و هم چشمشان را از كاسه در
آورد و در بعضي از آنها آمده كه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم) بعضی
از آنها را كشت ، و به دار زد ، و دست و پایشان را قطع كرد و چشمهایشان را از كاسه
در آورد ، و در بعضی دیگر آمده كه فقط چشمهایشان را در آورد ، آن هم به این خاطر
كه آنان چشم چوپانها را در آورده بودند ، و در بعضی دیگر آمده كه خدای تعالی رسول
گرامی خود را از در آوردن چشمها نهی كرد ، و آیه شریفه در همين مورد نازل
شده كه آن جناب را از اينكه مثله كرده مورد عتاب قرار داده و فرمود كه تنها يكي از
این چهار مجازات مشروع است و غير آن مشروع نيست
.
و در بعضی دیگر از آنها آمده كه آن جناب تصمیم
گرفت چشمهاشان را در آورد ، ولی در نیاورد ، و همچنين در خصوصيات ديگر این قصه
اختلاف هست و در رواياتي كه از
ائمه اهل بيت (علیهم السلام) وارد شده اسمی از چشم در آوردن برده نشده است[2].
دقت کنید، بنظر می آید، آنها
را مجازات بیشتری می خواستند بکنند و این آیه سعی کرده تقلیل مجازات بدهد.
همانطور که در گذشته هم اشاره شده بود اعراب آن زمان روحیه بسیار خشنی داشته اند.
آن افراد رفتار بسیار خشنی با چوپان کرده بودند.
تفسیر المیزان می گوید اختیار و تشخیص اینکه کدام
مجازات در حق محارب اجرا شود با امام است. تفسیر المیزان می گوید این بحث مفصل است، كه تمام آن در كتب
فقهی ایراد شده، چیزی كه هست آیه شریفه خالی از اشعار به ترتیب در بین حدود نیست،
اشعار دارد بر اينكه چهار حد نامبرده در عرض يكديگر نيستند بلكه طبق مراتب فساد
مترتب مىشود ، اگر جرم كوچك است، قطع، و اگر بزرگ است نفی و اگر بزرگتر است چوبه
دار، و اگر باز هم بزرگتر است قتل، چون تردید بین قتل و دار و قطع و نفی چهار كیفر
برابر و همسنگ یكدیگر نیستند ، بلكه از حيث شدت و ضعف مختلفند و این خود قرينهای
عقلی است بر بودن ترتیب بین آنها
.[2]
آیه احزاب
61
60) لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ
في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّکَ بِهِمْ
ثُمَّ لا يُجاوِرُونَکَ فيها إِلاَّ قَليلاً
61) مَلْعُونينَ
أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيلاً
62) سُنَّةَ
اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ
تَبْديلاً
60)
اگر منافقان و کسانی که در دلهایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه ، [ از
کارشان ] باز نایستند ، تو را سخت بر آنان مسلط می کنیم تا جز [ مدّتی ] اندک در
همسایگی تو نپایند
61)
از رحمت خدا دور گرديده و هر كجا يافته شوند گرفته و سخت كشته خواهند شد.
62)
درباره کسانی که پیشتر بوده اند [ همین ] سنّت خدا [ جاری بوده ] است و در سنّت
خدا هرگز تغییری نخواهی یافت.
در همان کتاب، در شان نزول آیه دوم، چنین مى خوانیم: گروهى از منافقین در
«مدینه» بودند و انواع شایعات را پیرامون پیامبر(صلى الله علیه وآله) به هنگامى که به بعضى از غزوات مى
رفت، در میان مردم منتشر مى ساختند.
گاه، مى گفتند: پیامبر کشته شده.
گاه، مى گفتند: پیامبر کشته شده.
و گاه، مى گفتند: اسیر شده. مسلمانانى که توانائى
جنگ را نداشتند و در «مدینه» مانده بودند، سخت ناراحت مى شدند، شکایت نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آوردند، این آیه نازل شد، و سخت این شایعه پراکنان را
تهدید کرد[3][4][5].
عبارت قُتِّلُوا تَقْتِیلاً: بدون هیچ گونه رحم و شفقتی زار زار کشته شوند. پیاپی کشته شوند. ذکر قتل در باب تفعیل، برای مبالغه یا تکرار است[6]. همانطور که این مرجع گفته بنظر می آید این عبارت مبالغه باشد.
در تاریخ خبری از به قتل
رساندن منافقین مدینه به ما نرسیده است. بنظر بنده، این آیه تهدید و ارعاب
بصورت مبالغه آمیز می باشد. برای اینکه از رفتارهایشان منافقین دست بردارند. البته
آیه بعد (آیه 62) کمی این برداشت را دچار مشکل می کند.
تفسیر نمونه ذیل
تفسیر آیه نساء 89 می گوید سیره
پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) درباره منافقان مدینه این بوده که هیچگاه
دستور قتل آنها را صادر نمى کرد مبادا دشمنان او را متهم به کشتن یارانش کنند و یا
بعضى از این مسئله سوء استفاده کرده ، با افرادى که خرده حساب داشتند به عنوان
منافق بودن درآویزند و آنها را به قتل برسانند. آیه احزاب 61، دقیقا به منافقان
مدینه اشاره می کند.
مراجع
[3] نور الثقلین»، ج 4، ص 307؛
«تفسیر على بن ابراهیم قمى»، ج 2، ص 196؛ «المیزان»، ج 16، ص 344.
[4] گردآوري از کتاب: شان نزول آیات قرآن(برگرفته از تفسیر نمونه)، محمد
جعفر امامی، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول ، ص 374.
[5]
اشکالات، خشونت در قران(6)
آیه انفال
12
إِذْ
يُوحي رَبُّکَ إِلَي الْمَلائِکَةِ أَنِّي مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا
سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ
الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ
هنگامى
كه پروردگارت به فرشتگان وحى مىكرد كه من با شما هستم، پس كسانى را كه ايمان
آوردهاند ثابتقدم بداريد. به زودى در دل كافران وحشت خواهم افكند. پس، فراز
گردنها را بزنيد، و همه سرانگشتانشان را قلم كنيد.
مجید نواندیش : مخالفان
اسلام اینگونه ترجمه کرده اند:
و
آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مؤمنان را به پایداری
وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و
انگشتانشان را قطع کنید.
شان نزول آیه مربوط به غزوه بدر نخستین رویارویی بزرگ میان مسلمانان با مشرکان مکه است. تفسیر نمونه
می گوید سپس فرمانی را که در میدان بدر به وسیله پیامبر صلّی اللّه علیه و آله به
مسلمانان داده بود، به یاد آنها میآورد، و آن این بود که هنگام نبرد با مشرکان از
ضربههای غیر کاری بپرهیزید و نیروی خود را در آن صرف نکنید، بلکه ضربههای کاری
بر پیکر دشمن فرود آرید «ضربه بر بالاتر از گردن، (بر مغزها و سرهای آنها) فرود
آرید»[1]
علامه طباطبایی میگوید
مراد از اینکه فرمود
«بالاى گردنها را بزنید» این است که سرها را بزنید، و مراد از «کُلَّ بَنانٍ»
جمیع اطراف بدن است، یعنى دو دست و دو پا و یا انگشتان دستهایشان را بزنید تا
قادر به حمل سلاح و به دست گرفتن آن نباشند[2].
آیات 10-14 مربوط به جنگ
بدر و قبل از شروع آن نازل شده است. از محتوای آیات هم این شان نزول کاملا مشخص
است. برای درک بهتر ترجمه آیات 11 – 14 آورده می شود:
11) [ به یاد آورید ] هنگامی را که [ خدا ] خوابِ سبک
آرامش بخشی که از جانب او بود بر شما مسلّط ساخت ، و از آسمان بارانی بر شما فرو
ریزانید تا شما را با آن پاک گرداند ، و وسوسه شیطان را از شما بزداید و دلهایتان
را محکم سازد و گامهایتان را بدان استوار دارد.
12) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی می کرد که من
با شما هستم ، پس کسانی را که ایمان آورده اند ثابت قدم بدارید. به زودی در دل
کافران وحشت خواهم افکند. پس ، فراز گردنها را بزنید ، و همه سرانگشتانشان را قلم
کنید.
13) این [ کیفر ] بدان سبب است که آنان با خدا و
پیامبر او به مخالفت برخاستند ، و هر کس با خدا و پیامبر او به مخالفت برخیزد
قطعاً خدا سخت کیفر است.
14) این [ عذاب دنیا ] را بچشید ، و [ بدانید که ]
برای کافران عذاب آتش خواهد بود.
آیه 12، بواقع آموزش نحوه
شمشیرزنی به مسلمانان در اولین غزوه پیامبر بوده است. همچنین محکم ساختن دل های
مسلمانان و رفع ترس آن ها بخاطر قلت نیرو نسبت به دشمن و نیز تهییج آنها در امر
قتال با کافران و مشرکان می باشد. این ها همه آیاتی است که قبل از جنگ بدر و شروع
آن نازل شده است.
در
همین جنگ بدر، در ابتدا، آیه 61 سوره انفال هم نازل شده است:
و اگر
دشمنان به صلح و مسالمت تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و کار خود به خدا
واگذار که خدا شنوا و داناست.
آیه نساء
89
وَدُّوا
لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ
أَوْلِياءَ حَتَّي يُهاجِرُوا في سَبيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ
وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ
لا نَصيراً
همان گونه که خودشان کافر شده اند ، آرزو
دارند [ که شما نیز ] کافر شوید ، تا با هم برابر باشید. پس زنهار ، از میان ایشان
برای خود ، دوستانی اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند. پس اگر روی
برتافتند ، هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان و از ایشان یار و
یاوری برای خود مگیرید.
مخالفان
اسلام، تقطیع می کنند. آیه بعد مربوط به همین آیه می باشد و استثنائات را مشخص می
کند. آیه 90 سوره نساء:
مگر کسانی که با گروهی که میان شما و میان
آنان پیمانی است ، پیوند داشته باشند ، یا نزد شما بیایند در حالی که سینه آنان از
جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود ، به تنگ آمده باشد. و اگر خدا می خواست ،
قطعاً آنان را بر شما چیره می کرد و حتماً با شما می جنگیدند. پس اگر از شما
کناره گیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند ، [ دیگر ] خدا برای
شما راهی [ برای تجاوز ] بر آنان قرار نداده است.
در این آیه افرادی که با مسلمانان نمی
جنگند، جزء استثنائات می باشند.
درباره شان نزول آیه 89 گفته اند اين آيه
درباره دو قبيله اشجع و بنو ضمرة نازل شده، بدين شرح كه هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى جنگ حديبيه از مدينه بيرون
رفت از نزديكى شهرهاى آنان گذشت و نيز قبلاً بنوضمرة را از نيت خود آگاه ساخته بود
ولى اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: يا رسول الله اگرچه ما به طائفه
بنوضمرة نزديك شده ايم ولى ميترسيم با ما مخالفت نمايند و بر ضد ما با مشركين
قريش همدست شوند.
پيامبر فرمود: طائفه بنوضمرة به عهد و
پيمان خويش وفادارتر از ديگرانند و نيز افرادى نيكوكار نسبت به والدين بوده و در
صله ارحام كوشا مى باشند، از طرفى طائفه اشجع كه همپيمان و همسوگند با طائفه
بنوضمرة بودند و شهرهاى آنها نزديك يكديگر بوده دچار قحطى و گرانى شده بودند، به
طرف بنوضمرة كه در فراوانى و ارزانى نعمت بودند، رفتند.
وقتى كه موضوع رفتن آنها به گوش پيامبر
رسيد به عنوان احتياط از نكته نظر احتمال همبستگى اين دو طائفه بر ضد مسلمين آماده
جنگ با آنان گرديد، سپس اين آيه نازل شد و پس از نزول اين آية طائفه اشجع به وسيله
نزول آيه 90 يعنى آيه بعدى استثناء گرديد[3].
متاسفانه تفسیر نور آقای قرائتی نتیجه گیری کرده
است: منافقان كارشكن و توطئهگر، بايد اعدام و سركوب شوند و براى اين كار، جامعهى
اسلامى بايد قدرتمند باشد. علامه طباطبایی از قول ابن عباس در تفسیر آیه 89
گفته است: این آیه را سوره برائت نسخ کرده، آنجا که میفرماید: فاذا انسلخ الاشهر
الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم
تفسیر نمونه آیه 89 را
درباره منافقین دانسته است. نویسنده گفته ممکن است سوال شود سیره پیامبر (صلى اللّه علیه و
آله و سلّم) درباره منافقان این بوده که هیچگاه دستور قتل آنها را صادر نمى کرد
مبادا دشمنان او را متهم به کشتن یارانش کنند و یا بعضى از این مسئله سوء استفاده
کرده ، با افرادى که خرده حساب داشتند به عنوان منافق بودن درآویزند و آنها را به
قتل برسانند. پاسخ : باید توجه داشت که سیره پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم)
تنها در مورد منافقان مدینه و مانند آنها بوده است که به ظواهر اسلام عمل مى کردند
و مبارزه صریحى با اسلام و مسلمین نداشتند اما کسانى که مانند منافقان مکه
همکارى روشنى با دشمنان اسلام داشتند مشمول این حکم نبودند. عمده دلیل درباره اینکه درباره منافقان دانسته اند، آیه قبل از آن
است که درباره منافقین می باشد[4].
مراجع
[3]
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_89_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%A1
[4]
http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=4&AYID=89,90,91,92,93&TPIV=T3
اشتراک در:
پستها (Atom)