۱۳۹۷ شهریور ۲, جمعه

اشکالات، آفرینش آسمان و زمین

مجید نواندیش : در کتاب پیدایش باب 2 آیه 11 تورات آمده است:
زيراكه در شش روز، خداوند آسمان و زمين و دريا و آنچه را كه در آنهاست بساخت، و در روز هفتم استراحت کرد.[1]

در سوره یونس آیه 3 آمده است:
پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید. سپس بر عرش استیلا یافت. کار [ آفرینش ] را تدبیر می کند. شفاعتگری جز پس از اذن او نیست. این است خدا ، پروردگار شما ، پس او را بپرستید. آیا پند نمی گیرید؟

در سوره ق آیه 38 آمده است:
استاد الهی قمشه ای: و همانا ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست همه را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگی به ما نرسید.

درباره شان نزول این آیه و آیه بعدی گفته اند: یهودیان نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آمدند و درباره خلقت آسمان‌ها و زمین از وى سؤال کردند. پیامبر فرمود: خداوند زمین را روز دوشنبه خلق نمود و ..... سپس یهود پرسیدند: یا محمد پس از این خلقت و آفرینش، خداوند به چه کارى پرداخت؟ پیامبر آیه «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» را قرائت فرمود یعنى سپس به استیلاى بر عرش که حاکى از قوت و قدرت بى‌پایان خداوند است، پرداخت. یهودیان گفتند: در این صورت کار خداوند در این مرحله پایان یافت و روز شنبه را به استراحت پرداخت و بر عرش خود تکیه زد تا رفع خستگى نماید. پیامبر پس از گفتار یهود در خشم شد و غضبناک گردید و خداوند براى رد گفتار یهودیان این آیات را نازل فرمود.[2][3]

بنا بر نقل تورات، خداوند پس از شش روز کاری، روز هفتم را استراحت و آن را تقدیس می‌کند و مبارک می‌شمارد: و در روز هفتم، خداوند از همۀ کارهایش فارغ شد و در روز هفتم به‌خاطر همۀ کارهایی که انجام داده بود، استراحت می‌کند (پیدایش، 2: 2)؛ بنابراین آن را تقدیس می‌کند و مبارک خواند (پیدایش، 2: 3). در این آیات به‌صراحت از استراحت خداوند در روز هفتم آفرینش یاد شده است؛ البته ظاهراً این «استراحت» به دلیل خستگی خداوند از شش روز کاری نبوده است؛ زیرا در آیه‌ای دیگر آمده است: آیا ندانسته‌ و نشنیده‌ای‌ که‌ خداوند‌ جاودان، آفریننده‌ اقصای‌ زمین‌، درمانده‌ و خسته‌ نمی‌شود و فهم او را تفحّص نتوان کرد (اشعیاء، 40: 28). در تورات برای بیان این استراحت از واژه عبری «سَبت» (שבת = sabt) استفاده شده است. این واژه در اصل به معنی «استراحت‌کردن» و «آرام‌گرفتن» است (حییم، 1344: 537) که به معنی «روز شنبه» نیز در عبری به‌کار می‌رود (حییم، 1344: 538) و براساس تعالیم یهودی، همه موظفند در روز شنبه از کسب و کار و امور دنیوی دست بکشند و به تأسّی از خداوند به استراحت بپردازند و تنها به عبادت مشغول شوند و آن روز را مبارک بشمارند (هاکس، 1377: 468). در قرآن نیز به این سنت یهودیان اشاره شده است (اعراف/163).

درخصوص قرآن، برخی مفسران با استدلال نبودن شب و روز در ابتدای آفرینش، مراد از «ستّة ایام» را مدت زمانی برابر با شش شبانه روز دنیوی می‌دانند[5][4]. طبرسی با اینکه شش روز آفرینش را مدت زمانی معادل شش روز دنیوی می‌داند [6]، روایتی از عکرمه نقل می‌کند که می‌گوید: خداوند زمین را روز یکشنبه و دوشنبه آفرید، کوه‏ها را روز سه‌شنبه، درختان، آب و سرزمین‌هاى آباد و خراب را روز چهارشنبه، آسمان را در روز پنجشنبه و خورشید، ماه، ستارگان، فرشتگان و آدم را  در روز جمعه آفرید [7]؛ اما به نظر می‌رسد این روایت، از آموزه‌های یهود وارد اسلام شده است؛ زیرا از آفرینش خدا در روز شنبه سخنی به میان نیامده است. همچنین تقریباً همان ترتیبِ آفرینش ذکرشده در تورات، در این روایت نیز مشاهده می‌شود. برخی دیگر، مراد از «یوم» در آیات آفرینش را مطلق «وقت» دانسته‌اند و «ستّه ایام» را «ستّه اوقات» تفسیر کرده‌اند [9][8].

بیشتر مفسران متأخر، معنای واژه «یوم» در این آیات را به معنای روز اصطلاحی نمی‌دانند؛ بلکه آن را به معنای برهه‌ای از زمان معنا کرده‌اند و بر این گفته خود دلایل مختلفی آورده‌اند؛ نخست اینکه به کار بردن واژه «یوم» در معنای دوره یا برهه‌ای از زمان که دربردارندۀ حوادث بسیاری است، کاملاً رایج است و در قرآن نیز چنین استعمالی در چند آیه به‌کار رفته است (آل عمران/104 ؛ یونس/102). دوم، قبل از خلقت آسمان‌ها و زمین، اصلاً روز و شبی متصوّر نبوده است؛ بلکه پس از خلق این دو، روز و شب معنا پیدا می‌کند [11][10] همچنین نصّ و تصریحی از قرآن کریم وجود ندارد که مراد از یوم، همین بیست و چهار ساعت مصطلح باشد [13][12].


مفسرین متاخر عموما منظور را شش دوران گرفته اند. اما پروردگار در طی یک تجربه معنوی به بنده گفتند، اینکه در تورات گفته اند خداوند آسمان و زمین را در شش روز آفرید و روز هفتم استراحت کرد، بواقع اندرز اخلاقی می باشد. در زمان یهودیت، هفته ابداع گردید. سعی شد که به یهودیان یاد داده شود که شش روز کار کنند و یک روز سبت یا استراحت داشته باشند. یهودیان از کار کردن در روز سبت بشدت منع شدند. برای تشویق یهودیان به پیروی از این مدل، به آنان گفته شد که خداوند هم آسمان و زمین را در شش روز آفرید و روز هفتم استراحت کرد. بعد قران برای حفظ وحدت رویه ضمن پذیرش این ادعا، گفت خداوند نیازی به استراحت کردن ندارد و اینطور نبوده است که در روز هفتم استراحت کند.

شبهه دیگری که بیان کرده اند این می باشد که در سوره فصلت آیات 9 تا 12 جمع روزهایی که الله برای خلقت زمین و آسمان به آنها اشاره میکند 8 روز می باشد و با شش روز ادعایی آفرینش در تضاد می باشد[14].
ترجمه درست این آیات توسط آقای صفوی بر اساس تفسیر المیزان صورت گرفته است[15]:
9) بگو : آیا واقعاً شما به آن کسی که زمین را در دو مرحله آفرید کفر میورزید و برای او همتایانی قرار می دهید ؟ این جای شگفتی است . آن بلند مرتبه ، پروردگار همه جهان هاست.
10) او زمین را آفرید و در آن از فرازش کوه هایی استوار پدید آورد و در آن خیر و برکت فراوان نهاد ، و خوراکی های آن را در چهار فصل ، تقدیر فرمود ، در حالی که آنها با آنچه موجودات با زبان نیازشان خواهان آنند برابر است.
11) سپس به آفرینش آسمان پرداخت ، و آن توده ای از دود بود . پس به آسمان و زمین فرمود : خواه یا ناخواه باید به صحنه وجود بیایید . گفتند : آمدیم و همه به دلخواه مطیع فرمان توییم.
12) پس کار آسمان ها را بعد از آن که توده ای از دود درهم آمیخته بود در دو مرحله به هیئت هفت آسمان فیصله داد و در هر آسمانی فرمان مربوط به آن را به فرشتگان آن وحی کرد ، و نزدیک ترین آسمان به زمین را با ستارگانی که همچون چراغ هایی هستند آراستیم و آن را از نفوذ شیاطین محفوظ داشتیم . این است اندازه آفرینی آن خدایی که هیچ کس و هیچ چیز بر او چیره نمی شود و به هر چیزی داناست.
تفسیر المیزان: ظاهرا مراد از چهار روز، در مورد ارزاق ،چهارفصل است که بواسطه حرکت زمین به دور خورشید پدید می آیند.
ملائکه و فرشتگان، بصورت غیر رسمی می گویند: این آیات ارتباطی به آن آیات آفرینش در شش روز ندارد. تایید می کنند که آن چهار روز منظور چهار فصل است. می گویند دو روز اشاره شده برای آفرینش زمین و آسمان هم معنای جدی ندارد. می گویند برای ما مهم است نبوده است که مطابق با واقعیت بوده است یا نه؟ درباره هفت آسمان هم می گویند مطابق با عقاید آن زمان سخن گفته اند. نکته این آیات را اشاره به چهار فصل می دانند. همین. می گویند نکته اصلی آیه اشاره به چهار فصل سال می باشد و نکته مهم دیگری ندارد.

پروردگار می فرمایند:
بدانید و آگاه باشید! آیات قران می توانند سرمشق زندگی شما باشند. راه و رسم زندگی کردن را به شما بیاموزند. مابقی اعتبار چندانی ندارند. دنبال کشف حقایق و اسرار از آنها نباشید. بر اساس باورهای قدیم مردم سروده ایم. آنها که سرمشق زندگی هستند اهمیت دارند و مابقی برایشان بیش از حد اهمیت قائل نشوید. دنبال استخراج معجزه از آنها نباشید. تمام. والسلام.

مراجع
[2] تفسیر کشف الاسرار و حاکم صاحب المستدرک
[4] زمخشری، محمود، (1407ق)، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، 3/288
[5] فخر رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر، (1420ق)، تفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 24/477
[6] طبرسى، فضل بن حسن، (1372ش)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 4/659
[7] طبرسى، فضل بن حسن، (1372ش)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 9/7
[8] ابن عاشور، محمد بن طاهر، (بی‌تا)، التحریر و التنویر، بی‌جا، بی‌نا، 8/124
[9] بحرانی، سیدهاشم، (1416ق)، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعث، 2/559
[10] مکارم شیرازی، (1376ش)، پیام  قرآن، قم، نشر نسل جوان، 6/202
[11] طباطبایى، سیدمحمدحسین، (1417ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسان حوزۀ علمیه قم، 17/363
 [12] مصباح یزدی، محمدتقی، (1391ش)، معارف قرآن، قم، انتشارات مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سره)، 234

۱۳۹۷ مرداد ۲۶, جمعه

اشکالات، آیه صلب و الترائب

مجید نواندیش : کسانی که حداقل یکبار ترجمه قران را خوانده باشند، احتمالا سوالات و اشکالات مختلفی درباره متن قران برایشان پیش آمده است. امروزه اشکالات و نقدهای مختلف و متعددی به قران وارد می شود و منتقدان اسلام، قران را تنها یک متن تاریخی و دارای اشتباهات علمی مختلف می دانند. در عوض هم مسلمانان و مفسران تفسیر و جواب های مختلفی در برابر اشکالات وارد شده بیان داشته اند و حتی گروهی قران را دارای معجزات علمی مختلف نیز می دانند. یکی از این اشکالات وارد شده مربوط به آیه صلب و ترائب می باشد.

سوره طارق آیات پنجم تا هشتم:
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿۵﴾ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ ﴿۶﴾ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿۷﴾ إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ ﴿۸﴾
پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟(5) از آب جهنده ای خلق شده،(6) [که] از صُلب مرد و میان استخوانهای سینه زن بیرون می آید.(7) در حقیقت،او[=خدا] بر بازگردانیدن وی به خوبی تواناست.(8)

آیات مربوط به بیان صلب و ترائب در قران بعنوان یکی از نقدها و اشکالاتی که به قران وارد می شود معروف می باشد. آقای افشین احمدپور در چهار مقاله [1][2][3][4] تقریبا تمامی تفاسیر و توجیهات مطرح شده برای پاسخگویی به اشکالات وارد شده را ذکر کرده است و خود نیز تفسیری و نظری قابل تامل و قابل توجه بر آنها افزوده است. مطالعه این مقالات برای آشنایی با اشکال و پاسخ های ذکر شده به اشکال ذکر شده مناسب می باشد.  اما من با وجود مطالعه این مقالات، سعی کردم بررسی های بیشتری نیز انجام دهم. در آیه 72 سوره اعراف آمده است:
آیه 72 سوره اعراف:وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّك مِن بَنى ءَادَمَ مِن ظهُورِهِمْ ذُرِّيَّتهُمْ وَ أَشهَدَهُمْ عَلى أَنفُسِهِمْ أَ لَست بِرَبِّكُمْقَال ُوا بَلىشهِدْنَاأَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَمَةِ إِنَّا كنَّا عَنْ هَذَا غَفِلِينَ
به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ، ذريه آنها را  برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت ( و فرمود : ) آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! گفتند آرى ، گواهى مى‏دهيم ( چرا چنين كرد ؟ ) براى اينكه در روز رستاخيز نگوئيد ما از اين غافل بوديم ( و از پيمان فطرى توحيد و خداشناسى بى‏خبر  .

در این آیه بجای واژه صلب از واژه ظهر به معنای پشت استفاده شده است. اما صلب هم در آیه صلب و ترائب به معنای پشت می باشد. همچنین به نمونه هایی از نهج البلاغه نیز برخوردم:
ترجمه خطبه 60: خبر از تداوم تفکّر انحرافی خوارج
)در پایان جنگ با خوارج، در سال 38 هجری شخصی گفت: ای امیرامؤمنین! خوارج همه نابود شدند. فرمود:(نه، سوگند به خدا هرگز! آنها نطفه هایی در پشت پدران و رَحِمِ مادران، وجود خواهند داشت، هر گاه كه شاخی از آنان سر برآورد، قطع می گردد، تا اینكه آخرینشان به راهزنی و دزدی تن در می دهند.

ترجمه خطبه ۸۹
اى بندگان خدا عبرت گیرید، و همواره به یاد زندگانى پدران و برادران خود در جاهلیّت باشید، که از این جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده، برابر آن محاسبه مى‏گردند. به جان خودم سوگند پیمانى براى زندگى و مرگ و نجات از مجازات الهى بین شما و آنها بسته نشده است، و هنوز روزگار زیادى نگذشته، و از آن روزگارانى که در پشت پدران خود بودید زیاد دور نیست. به خدا سوگند، پیامبر اسلام صلّى اللّه  علیه و آله و سلّم چیزى به آنها گوشزد نکرد جز آن که من همان را به شما مى‏گویم، شنوایى امروز شما از شنوایى آنها کمتر نیست، همان چشم‏ها و قلب‏هایى که به پدرانتان دادند به شما نیز بخشیدند.

اما حدیث در بیان علت حرام شدن خوردن مایع نخاع که اسمش را مغز حرام گذاشته اند:حضرت فرمودند: زیرا نخاع یا مغز حرام، محل آب جهنده (منی) (مایع معلومه که نجس بوده) بوده که در هر مذکر و مؤنثی می باشد، و نخاع رشته مغزی است طولانی که در مهره های پشت کشیده شده است[5].

در این حدیث به خوبی باور غلط اما معقول قدیمی ها آورده شده است. قدیمی ها تصور می کردند که نطفه که بسیار ارزشمند حساب می شود در پشت انسان در مایع نخاعی وجود دارد که یک تصور معقولی هم برای قدیمی ها محسوب می شود.همچنین در این زمینه روایاتی وجود دارد که آقای احمدپور هم آورده است. از جمله می توان به دو روایت زیر اشاره کرد:

روایت نخست: (یخرج من بین الصّلب و الترائب) قال الصلب الرّجل و الترائب المرأة و هی صدرها.(قمّی،1387ق،ج415:22)
روایت دوم: (ثمّ لقطعنا منه الوتین) قال عِرق فی الظّهر یکون منه الولد. (قمّی،1387ق،ج385:2)

امام سجاد (ع) در خطبه 32 صحیفه سجادیه می فرماید:
اللهم و انت حدرتنی ماء مهینا من صلب متضائق العظام، حرج المسالک الی رحم ضیقه سترتها بالحجب، تصرفنی حالا عن حالحتی انتهیت بی الی تمام الصوره و اثبت فی الجوارح کما نعت فی کتابک: نطفه ثم علقه ثم مضغه ثم عظما ثم کسوت العظام لحما ثم انشاتنی خلقا آخر کما شئت؛

یعنی الهی تو مرا به صورت آبی کم ارزش از پشتی که استخوانهایش درهم فشرده و راههایش بس تنگ است، به تنگنای رحم که آن را به پرده ها  پوشیده ای سرازیر کردی، در حالی که مرا از مرحلهای به مرحله دیگر گرداندی تا وقتی که به کمال صورت  رساندی و اعضاء را در پیکر من برقرار نمودی، همانگونه که در کتابت وصف فرمودی: نطفه، سپس علقه، آنگاه مضغه، سپس استخوان بندی و بعد استخوانها را به گوشت پوشاندی و آنگاه مرا بدانگونه که خواستی به مرحلهای دیگر از آفرینش درآوردی.

ما از پدران و نیاکان خود به کرات شنیده ایم که می گفتند تو از پشت من هستی. اصطلاح قدیمی پدربزرگ های و مادربزرگ های ما معروف است که به فرزندانشان می گویند تو از پشت ما هستی. این عبارت شاید ناشی از این بود که در گذشته فکر می کرده اند نطفه و منی از پشت انسان مایع نخاع می آید. اسم آن را مغز حرام گذاشته اند و خوردن آن را حرام کرده اند.

معنای غالب صلب، تمام استخوان های پشت (کل ستون فقرات) دانسته اند. در برخی تفسیرها استخوان لگن هم شامل می شود. ترائب معنای غالب قفسه سینه می باشد. اما معنای آن را در میان استخوان های محکم عانه و خاصره (همان استخوان شرمگاهی) و مهره های زیرین کمری هم معنی کرده اند[6]. یک معنای دیگر گفته اند که صلب اشاره به پشت مرد و ترائب اشاره به سینه و قسمت جلوی بدن او دارد. بنابراین منظور، نطفه مرد است که  از میان پشت و پسین انسان خارج می شود.

طبق گفته مرجع [6] بنظر بقراط و عقیلی خراسانی اسباب تولید منی و تکمیل فرایند باروری در قالب مسیر عروق غلاظ و یکسری از عروق بی نام به ویژه از طریق صلب و ترائب با مشارکت اعضای کل بدن صورت گرفته که این فرآیند در برخی از متون گذشته گزارش شده است. این مرجع می گوید از نظر بقراط، ابن سینا و ابن نفیس صلب مسیری جهت نزول منی نیز در نظر گرفته می شود. عقیلی خراسانی پزشک نامدار سده دوازدهم هجری نظریه بقراط را در قالب فرضیه پذیرفته شده در نظر پزشکان پیشین اینگونه بیان می کند:

ماده آن، به قول بقراط از دماغ نزول می نماید. به واسطه دو رگی که خلف اذنین {دو گوش} است و به نخاع می رسند و از نخاع به کلیتین {دو کلیه} و از کلیتین به انثیین {تخمها} می آیند و از هر عضو رییس و غیر رییس شعبه ای به این دو رگ پیوسته است که ماده منی که جزء فاضل از هر عضو است از آن شعبه به جانب آن دو رگ می آید و با خمیره منضم می گردد و ... پس در بیضه می آید و نضج و استحاله تام یافته و سفید غلیظ به لون محل می گرداند مانند شیر در پستان، زیرا که منی و شیر تا در اعضایند به رنگ خونند و چون در رگ های کیس و عروق پستان آمدند، سرخی آنها اندک کم گردد و چون به انثیین و پستان داخل شدند، سفید می گردند و ....

علم امروز ثابت کرده است که بر خلاف تصور عموم و معقول گذشتگان ما نطفه مرد از بیضه مرد و تخمک در تخمدان زن بوجود می آید. ممکن است پاسخگویان به اخته سازی در زمان های گذشته اشاره کنند و بگویند گذشتگان هم می دانسته اند که نطفه در بیضه ایجاد می شود. در ویکیپدیا اخته سازی آمده است: اخته سازی بردگان در میان آشوریان و بابلیان و مصریان معمول بوده‌است، و یونانیان از آنان، و رومیان از یونانیان، و اروپائیان از رومیان این شیوه را آموختند. در دوران اسلامی نیز این کار در دربار خلفا و سلاطین رواج داشت. امین پسر هارون الرشید فرمان داد عده‌ای غلامان را بصورت زن و عده‌ای از کنیزان را بصورت مرد آرایش کنند. بنابراین اخته سازی در عربستان از هنگام درباره خلفا و سلاطین رواج پیدا کرده است و قبل از آن (علی الخصوص زمان پیامبر) کسی بلد نبوده است.

اگر در آیه هفت طارق (یخرج بین الصلب و الترائب) دقت کنیم، آیه یا به انسان بر می گردد یا به ماء دافق. استاد گمنامی معتقد بود که به انسان بر می گردد و منظور رحم زنان می باشد. گواه این اعتقاد وی آیه بعد ضمیر سوم شخص رجعه (انه علی رجعه لقادر) بود که آن نیز انسان برمی گردد. اما اگر به ماء دافق برگردد با توجه به اینکه عبارت یخرج (خارج می شود) را دارد نقش ترائب برای من مبهم است. علی الظاهر پیشینیان تصور می کرده اند از سینه زنان هم آبی خارج می شود که انسان حاصل امتزاج آن با منی مرد می باشد. ممکن است منظور این باشد. آقای افشین احمدپور هم در نهایت برای صلب معنای استخوان خاجی و برای ترائب استخوان شرمگاهی را در نظر گرفته است. و لذا ترجمه پیشنهادی وی برای آیه : از میان استخوان های خاجی یا چلیپایی و شرمگاهی برون آید. می باشد. ایشان معانی غالب صلب و ترائب را قبول نداشته و معانی جانبی را انتخاب کردیده است. البته چنین ترجمه ای تابحال توسط مترجمین در طول این 1400 سال استفاده نشده است. من مطمئن هستم که گذشتگان تصور می کرده اند منی از مایع نخاع یا عبور میکند و یا در آنجا قرار دارد. اما در مفهوم کامل آیه کمی شک دارم. شخصا معتقدم تا 70% می توان گفت که قران نظرات پیشینیان را ابراز داشته است. من تقریبا مطمئن هستم که قران حاوی اشتباهات علمی می باشد.

ملائکه از جانب پروردگار می گویند:
قران مطابق با اندیشه های بنده خدا محمد و باورهای وی و نیز اعتقادات آن روز مردم مکه، مدینه و عربستان نازل شده است. بخشی از آن پاسخ به ابهامات و سوالات محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم مطابق با باورهای وی بوده است. ما مطابق با باورهای آنها آیات را سرودیم. برای ما درست بودن یا نبودن باورهای آنها از نظر علمی مهم نبود. ما در حد عقول آنها پاسخ دادیم و آیات را نازل کردیم. 


ملائکه غیررسمی می گویند، در آن زمان، اسلام محدود به عربستان و مکه و مدینه بوده است. ضرورتی برای راستی آزمایی باورهای آنها وجود نداشت. می گویند عمده تلاش و توجه اشان معطوف پیروزی حق، مشکلات مسلمانان و توطئه ها بوده است. 


مراجع
[5]شیخ صدوق، علل الشرایع، ترجمه و تحقیق مرحوم ذهنی تهرانی، سید محمد جواد، انتشارات مؤمنین، ۱۳۸۰، ج۲، ص۷۸۷٫


[6] journals.sbmu.ac.ir/mh/article/download/6686/8519

اسلام و لذائذ زندگی(3)

روابط زن و مرد

مجید نواندیش : درباره دوستی دختر و پسر، نمی توانم از آنچه که خود در برهه ای از زندگی مرتکب شده ام شما را منع نمایم.
پروردگار می فرمایند:
بدانید و آگاه باشد! اگر مجید مرتکب معصیتی شده باشد، او را عقوبت خواهیم کرد سخت. ما را با احد الناسی شوخی نیست.

امروزه با توجه به شرایط کشورهای غربی فقها و مسلمانان بسیاری از افراد کشورهای غربی را زنازاده می دانند. در حالیکه پروردگار و ملائکه با توجه به شرایط اینگونه عمل نمی کنند. 

ملائکه از جانب پروردگار می فرمایند:
 رابطه جنسی سکس بدون پشتوانه عشق و محبت را زنا میدانیم. در گذشته شرط تعهد به زبان هم قائل بودیم. اما اکنون با توجه به تغییر شرایط و بنا به مصلحت تعهد به دل را کافی میدانیم. بر خلاف نظر فقها، خارجی ها که روابط خارج از ازدواج رسمی دینی دارند بچه هایشان زنازاده از نظر ما محسوب نمی شوند. البته در افراد متاهل، روابط جنسی خارج از تعهدشان را نیز زنا محسوب می کنیم. به بنیان خانواده معتقد هستیم. مهمترین رکن سازنده جامعه می باشد. روابط خارج از چهارچوب خانواده و ضعیف کننده بنیان خانواده از نظر ما گناه و ظلم به بنیان خانواده و غیر شرعی محسوب می شود. ما با دوستی دختر و پسر مخالف نیستیم. عشق پاک میان شما انسان ها برای ما شیرین است. اما با بی بند و باری، رابطه های چند گانه بشدت مخالف هستیم. تعهد و پایداری روابط عشق واقعی و حقیقی را بوجود می آورد. بدون تعهد و پایداری روابط، هر دو طرف مخصوصا خانم ها لطمه روحی می خورند و روحشان آسیب می بیند. آسیب روحی و روانی می بینند. در هنگام تاهل دچار مشکل می شوند. از این کار دوری کنند تا روحشان و روانشان سالم بماند.

باید بگویم بنظر بنده دو صفت متضاد تعهد، وفاداری و تنوع طلبی عمدتا توسط انسان ها اکتسابی هستند. مدلی که در کشورهای غربی امروزه متخصصین زناشویی و ... توصیه می کنند تنوع طلبی است. یک خانم متخصصی دیدم که توصیه به تغییر شریک جنسی هر چند سال یکبار و ... می کرد. متاسفانه در کشورهای غربی امروزه همه چیز را در خدمت کامجویی و لذت بیشتر انسان و علی الخصوص لذت جنسی می خواهند. فارغ آنها از تاثیرات نامطلوبی بلندمدتی که آن بر انسان ها و بنیان خانواده دارد. از جمله این تلاش ها می توان به کتاب سرشت جنسی انسان: فراز و نشیب روابط جنسی از ماقبل تاریخ تا امروز اشاره کرد[5]. مدل تربیتی اسلام تنوع طلبی نیست، بلکه وفاداری و متعهد بودن می باشد. واقعیت این است که در کشورهای غربی تنهایی و افسردگی معضلات بزرگی شده اند. نخست وزیر انگلستان ترزا می، وزارتخانه جدیدی تاسیسی و خانم تریسی کراوچ را به سمت وزیر تنهایی منصوب کرده است. دوستی در آمریکا دارم، اخیرا می گفت افسردگی در اینجا بیداد می کند. قصد سیاه نمایی درباره غرب ندارم. غرب برای ما نکات مثبت زیادی دارد که باید یاد بگیریم اما می توانیم نکات منفی آن را هم یاد نگیریم.

امروزه در بین بعضی دختران و پسران، شاهد هستم که همزمان دارای چندین دوست هستند. یا هر ماه با یک نفر دوستی و عشق بازی می کنند. این گونه رفتارها تقویت کننده تنوع طلبی است. سوالی که برای من ایجاد می شود این است که آیا این افراد بعدا می توانند ازدواج کنند و با یک نفر سالیان سال زیر یک سقف زندگی کنند؟ این افراد بعضا وقتی یک نفر برایشان بعد از مدتی یکنواخت شد، بجای تلاش در حفظ وی، ناخودآگاه در جهت دفع وی تلاش می کنند.


ملائکه از جانب پروردگار می گویند:
بر شما باد به تشکیل خانواده، بدانید که تشکیل خانواده در این دوره زمانه، اوجب واجبات است. این تاکید جدی است بر تشکیل خانواده و عدم فرار کردن از تشکیل خانواده و متعهد شدن، هم بر زنان و هم بر مردان، نترسید ریسک کنید.

پروردگار می فرمایند:
بدانید و آگاه باشید! همانا انسان نیازمند همدم و مونس می باشد. بپرهیزید از تنهایی. باید بدانید انسان یک موجود اجتماعی است. بر شما باد بر عدم تنها زندگی کردن. تمام.

ملائکه از جانب پروردگار می گویند:
بوسه فرانسوی در ملاء عام حرام است. چون تحریک آمیز و شهوت آلود است. اما ابراز عشق بصورت های دیگر که شهوت آلود نباشد و حس خوبی به بینندگان بدهد پسندیده است.

ملائکه از جانب پروردگار می گویند:
حضور در پارتی های مختلط رقص ممنوع است. بخاطر مفسده ای که دارند. علی الخصوص در حالت ناشناس، (وقتی همدیگر را نمی شناسند)، در اینحالت مشابه زنا است. می توان تعزیر کرد.

درباره زنا، برای زنا انواع مختلفی گفته اند، زنا با محارم، زنای به زور (زنای به عنف)، زنای زن یا مرد متاهل (محصنه و محصن) و زنای غیر محصنه. ملائکه بصورت غیررسمی می گویند زنا دارای درجات مختلف و طیف می باشد. بالاترین درجه زنا همان زنای به عنف و تجاوز می باشد. بعد از آن زنای محصنه قرار می گیرد. بعد از آن زنایی که بدون عشق و محبت و صرفا با هدف ارضای جنسی انجام شود، قرار می گیرد. در انتهای زنایی که همراه با عشق و محبت باشد و دو طرف متاهل هم نباشند قرار می گیرد. ملائکه بصورت غیررسمی می گویند نمی خواهند امروزه همه انسان ها و نوزدان آلوده محسوب شوند، لذا مصلحت حکم کرده است که ارتباط جنسی که همراه با عشق و محبت باشد و دو طرف متاهل نباشند را دیگر زنا محسوب نمی کنند. درباره اینکه چرا برای زنای محصنه تعزیر وجود دارد. دلیل این است که ازدواج و تاهل وقتی ثبت شد، بواقع یک قرارداد است که ثبت شده است. خیانت و برقراری رابطه جنسی با غیر همسر، عهد شکنی و شکستن این قرارداد محسوب می شود و حکومت اسلامی حق تعزیر یا حد نمودن شکننده قرارداد را دارد. ملائکه بصورت غیر رسمی کاملا این دلیل را تایید می کنند.

شک و بیمِ افتادن به حرام در نگاه به نامحرم را ریبه می گویند. ریبه در کاربرد فقهى در مسئله نظر به نامحرم، به خوف وقوع در حرام، بیم فروافتادن در فتنه و به آنچه در ارتباط با نامحرم، هنگام نظر به او در ذهن خطور مى‌‏کند از میل به بوسیدن، در آغوش گرفتن و مانند آن، تفسیر شده است[2][1].

مرجع [3] می گوید منظور از «ريبه»، ترس افتادن به گناه و حرام است و منظور از «تلذذ» همان لذت جنسى است. اگر نگاه به ديگرى با يكى از اين دو مشخصه همراه باشد، از نظر شرع مقدس حرام مى‏گردد. ملائکه بصورت غیر رسمی جمله آخر را تایید می کنند.

جبرییل امین از جانب پروردگار می فرماید:
دقت کنید تشخیص ریبه یا بیم به گناه افتادن و نیز لذتجویی جنسی شخصی می باشد و تشخیص آن بر عهده خود فرد می باشد. تماس مستقیم با نامحرم را مکروه می دانیم و به قصد لذت و شهوترانی را حرام می دانیم. تمام.

مرجع [4] می گوید مقصود از ریبه و مفسده‌ای که در بحث نگاه به نامحرم و یا صحبت و ارتباط اجتماعی میان زن و مرد نامحرم مطرح شده، این است که؛ این امور باعث انجام گناه گردد و یا فکر و ذهن را به سوی شهوت‌رانی بکشاند و باعث آلودگی افکار بشود. نه خطورات ذهنی و احساسات درونی لحظه‌ای و گذرا که قدرت مقابله با آن در بیشتر افراد وجود دارد.

مراجع
[1] مستمسک العروة ج۱۴، ص۲۹- ۳۰


[6] سرشت جنسی انسان: فراز و نشیب روابط جنسی از ماقبل تاریخ تا امروز / کریستوفر ریان و ساسیلدا جفا