۱۳۹۷ مرداد ۴, پنجشنبه

احکام مالی اسلام (3)

مجید نواندیش : در این بخش به بررسی خمس و متعاقب آن انفال می پردازیم.

خمس

يكي از تكاليف شرعي كه خداوند در قرآن‌ كريم بر مسلمانان واجب كرده، پرداخت خمس است. برپايه ديدگاه اهل‌سنت، مصداق خمس در آيه 41 سوره انفال تنها غنايم جنگي است، اما براساس ديدگاه شیعه، مصداق خمس تنها غنايم جنگي نبوده، بلكه تمامي منافع و عوايد ساليانه را شامل مي‌شود[1]. فقهای شیعه مصرف خمس را نصف آن سهم امام یا مجتهد جامع الشرایط و نصف دیگر آن را سهم سادات می دانند.

در آیه 41 سوره انفال آمده است:
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساکينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلي‏ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَي الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ
و بدانید که هر چیزی را به غنیمت گرفتید ، یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان [ او ] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی [ حقّ از باطل ] - روزی که آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل کردیم ، ایمان آورده اید. و خدا بر هر چیزی تواناست.

گفته اند آیه مذکور دلالت بر پرداخت خمس به سادات و خویشاوندان پیامبر ندارد. در پاسخ گفته اند، پیامبر اسلام دریافت زکات و صدقه را بر بنی هاشم و سادات بطور مسلم حرام نمود. لذا بايد احتياجات آنها از طريق ديگرى تأمين گردد و اين خود قرينه مى شود بر اينكه منظور از آيه فوق در خصوص نيازمندان بنى هاشم است. لذا، در احاديث مى خوانيم كه امام صادق (عليه السلام) مى فرموده خداوند هنگامى كه زكوة را بر ما حرام كرد خمس را براى ما قرار داد بنابراين زكوة بر ما حرام است و خمس حلال. بعضی روایات وارد شده که خمس به عنوان بدل از زکات جعل شده و در اختیار بنی هاشم قرار گرفته است؛ چون زکات و صدقه بر بنی هاشم حرام بوده است، پس این در اختیار أقرباء پیامبر قرار گرفت[2]. به همین دلیل بعضی خمس را نشانه نژاد پرستی اسلام دانسته اند. شخصا امروزه مشاهده نمی کنم که سادات از دریافت کمک و صدقه خودداری کنند.

همچنین در آیه مذکور خمس سهم امام معرفی شده است. چرا در غیبت امام باید خمس به مجتهد جامع الشرایط تعلق گیرد. در پاسخ به حدیث واقعه رجوع می کنند که می فرمایند در حوادث رزوگار به روات حدیث ما مراجعه کنید. سوال ایجاد می شود که از کجای این حدیث استنباط می شود که خمس جزء حوادث روزگار هستند.

غنیمت در لغت به معنای بدست آوردن چیزی است بدون سختی. بعضی دیگر به معنای هر سود و هر فایده معنی کرده اند. در كتاب مفردات راغب مى‏خوانيم غنيمت از ريشه غنم به معنى گوسفند گرفته شده و سپس مى‏گويد در هر چيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مى‏آورد به كار رفته است. حتى كسانى كه يكى از معانى غنيمت را غنائم جنگى ذكر كرده‏اند انكار نمى‏كنند كه معنى اصلى آن معنى وسيعى است كه به هر گونه خيرى كه انسان بدون مشقت به آن دست يابد گفته مى‏شود.

در روایات، از خمس به وجه الامارة (حق حکومت) تعبیر شده است[3]. مرجع [4] می گوید خمس به منظور تأمین هزینه های امام (علیه السلام) به عنوان رئیس حکومت ،برای پیشبرد نظام اسلامی و اداره جامعه واجب گردیده است. از این رو در روایت از خمس به عنوان “وجه الاماره” یاد شده است[4]. از این روایات می توان دریافت که خمس بواقع نوعی مالیات می باشد که توسط امام یا حکومت اسلامی قابل دریافت می باشد.

بر اساس روایت کتاب مقدس» بخش عهد عتیق«، حکم و دستور «خمس» در زمان حکومت یوسف نبی به عنوان عزیز مصر و در دوره سلطنت فراعنه، از جانب خداوند به یوسف صادر گردید. در کتاب «پیدایش» - نخستین کتاب تورات و همچنین نخستین کتاب عهد عتیق - آمده‌است که در دوره هفت ساله برکت - پیش از دوره هفت ساله قحطی - خداوند فرمان داد تا مردم از محصول مزارعشان چهار پنجم را به مصرف خانواده‌هایشان رسانده و یک پنجم - خمس - آن را به خزانه فرعون تقدیم کنند. در هنگام قحطی، به واسطه همین یک پنجم‌ها، مردم مصر توانستند ۷ سال قحطی را پشت سر بگذارند. این حکم در ترجمه کتاب مقدس به فارسی نیز، «خمس» ترجمه شده‌است.[5]

تاریخچه خمس در زمان پیامبر و ائمه

در عصر پیامبر طبق گزارش كلبي برخي از مسلمانان از همان آغاز هجرت كه در درگيري با مشركان غنيمتي را به دست مي آوردند، طبق رسم هاي پيش از اسلام غنايم را نزد رسول خدا صل الله عليه و آله آورده و مي گفتند: اي رسول خدا صل الله عليه و آله آنچه مخصوص شماست و يك چهارم را بگير و باقى را به ما واگذار نما، پس همان طور كه ما در جاهليت رفتار مي كرديم يك چهارم از غنايم و صفاياى آن، و حُكم، فرمان شماست[6]. بطور خلاصه رسول خدا در جنگ ها بعد از گرفتن غنایم، خمس اموال را جدا و مابقی را بین مسلمانان حاضر در جنگ تقسیم می کرد. در زمان ائمه، خاندان بنی هاشم در وضعیت مالی خوبی بسر نمی بردند. موید این سخن، سخنان عمر است که می گفت: اگر خمس عراق دریافت شود، مشکل ازدواج و خدمت گذاری به هاشمیان از میان می رود[7]. طبق گزارش منابع تاریخی و روایی خلفا دیگر به ذی القربی و خویشاوندان پیامبر خمس پرداخت نمی کردند. زمانی از امام باقر (ع) درباره خمس سوال شد، فرمودند: خمس برای ماست اما از آن منع شدیم[8].

امیرالمومنین خمس گنج و معدن را نیز از مسلمانان دریافت می کرد. امام علی با توجه به مشکلات مالی شیعیان، گاهی با تاکید بر پرداخت خمس و بیان آثار منفی عدم پرداخت آن، کسانی را که در پرداخت خمس کوتاهی می کردند مواخذه می فرمود[9]. در زمان امام صادق (ع) ایشان در پاسخ به سوال شخصی درباره آیه خمس فرمودند: خمس به فایده هر روز تعلق می گیرد[10]. همچنین ایشان در نامه ای خطاب به شیعیان پرداخت خمس طلا و نقره را که یکسال از آن گذشته باشد واجب دانسته اند[11]. لازم به ذکر است در دوران امام صادق وضعیت مالی مسلمانان مناسب شد. بگونه ای که امام صادق لباس های فاخر می پوشیده اند. صریح ترین حدیث که ذکر کرده است خمس به منافع کسب و فایده هم تعلق می گیرد در زمان امام صادق بیان شده است. در زمان امام صادق و در دوران رونق حضرت یوسف که خمس به فایده تعلق گرفته است، هر دو زمان رونق مالی بوده است.

امام کاظم در حدیثی خطاب به شیعیان خود فرمودند: خمس در پنج چیز واجب است: غنیمت، غوص، گنج هایی که بجویند، معادن، نمک زارها و از همه این انواع خمس دریافت می شود[12]. امام جواد علیه السلام، با توجه به شرایط سیاسی موجود، برای جمع آوری خمس و دیگر اموال شیعیان سازمان وکالت را تقویت کرد. بطور کلی امام جواد تاکید زیادی بر پرداخت خمس و اهتمام شیعیان به پرداخت آن داشت[1]. در عصر امام حسن عسکری با توجه به فشار دستگاه خلافت عباسی، نهاد وکالت با قدرت بیشتری به پیگیری امور شرعی مردم می پرداخت و خود امام نیز تاکید داشت تا شیعیان به پرداخت وجوه شرعی اهتمام ورزند.

احادیثی وجود دارد که ائمه اطهار خمس را در زمان غیبت امام، به شیعیان بخشیده و بر آنان حلال نموده اند. در فقه به آن اخبار تحلیل خمس می گویند[13]. در این راستا طرفداران تحلیل خمس می گویند: مقدس اردبیلی در کتاب زبده البیان ص ۲۱۰ و در شرح ارشاد ص ۲۷۷ بکلی خمس را ساقط نموده. همچنین ملامحسن الفیض در کتاب وافی ج ۲ جزوه ۶ ص ۴۸ فرموده : سهم امام چون دسترسی به امام نیست پس بکلی ساقط است و چنین فرموده در المفاتیح. و شیخ یوسف بحرانی در کتاب حدائق ج ۱۲ ص ۴۴۲ سقوط حق امام را نسبت به کاشانی داده است. الشیخ الجلیل ابراهیم القطیفی در خراجیه خود ص ۱۰۱ تا ص ۱۱۶ شرح داده که خمس برای شیعه مباح است تا روز قیام قائم و خمس و انفال را ائمه حلال و مباح نموده‌اند[14]. محمد محمدی ری‌شهری در درس خارج فقه خود روایات زیادی را معرفی می‌کند که دال بر حلال شدن خمس بر شیعیان است که با وجوب پرداخت آن تنافی دارند، از نظر وی، این روایات چالشی‌ترین بحث میان شیعیان و اهل سنت شده‌است.[15] وی تعداد روایات تحلیل خمس ارباح مکاسب در زمان غیبت را دوازده روایت می‌داند[16]. مخالفان در مقابله به احادیثی علی الخصوص از امام رضا استناد می کنند که با کسانی که خواستار بخشش خمس بوده اند مخالفت شده است و وعده عذاب خداوند داده شده است. بطور کلی بنظر می آید خمس برای عده ای که وضع مالی خیلی مناسبی نداشته اند و بخاطر نیازمندی تقاضای بخشش داشتند، بر حسب اشخاص حلال شده است و برای عده ای ثروتمند طمعکار که بر اساس طمع خواستار بخشش آن شده اند بخشیده نشده است. اما بخشی از این روایات که مربوط به تحلیل در زمان غیبت می باشد که قابل بررسی بطور جدی می باشد.

در گروهی از این روایات، واژة امام آمده است و بیان فرموده­اند که این اموال به امام تعلّق دارد؛ مثل روایتی که از امام صادق(ع) وارد شده که از ایشان در مورد حق امام پرسیدند که حضرت در پاسخ فرمودند: «فئ و انفال و خمس... از آن امام است»(همان [17])


انفال

تعلق گرفتن خمس بر معدن، گنج، جواهری که از دریا پیدا شود، نشان میدهد علی الظاهر خمس می تواند ارتباطی به انفال داشته باشد. گفته اند انفال شامل معادن، اموالی که بدست مسلمین برسد، جنگلها و شیلات می باشد[18]. طبق دیدگاه فقها، معادن، گنج های زمین و جواهر دریا جزء انفال محسوب می شوند. فقها از انفال به عنوان ما یختص بالنبی و الامام استفاده کرده اند.

در آیه 1 انفال داریم:
[ ای پیامبر ، ] از تو در باره غنایم جنگی می پرسند. بگو: «غنایم جنگی اختصاص به خدا و فرستاده [ او ] دارد. پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید ، و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.

حتی به غنائم جنگى نیز «انفال» گفته شده است، یا به جهت این است که یک سلسله اموال اضافى است که بدون صاحب مى ماند و به دست جنگجویان مى افتد، در حالى که مالک خاصى براى آن وجود ندارد[19]. حتی فقها غنايمى كه مجاهدان بدون اذن امام از كافران بدست مى‌آورند، برگزيده غنايمى كه در جنگ از دشمن بدست مى‌آيد[21][20]. فی اشیایی است که بدون جنگ و نبرد از دشمن گرفته می شود و ویژه پیامبر و پس از او امامان می باشد.

مصارف انفال در آیه 7 سوره حشر آمده است:

آنچه خدا از [ داراییِ ] ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید ، از آنِ خدا و از آنِ پیامبر [ او ] و متعلّق به خویشاوندان نزدیک [ وی ] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است ، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده [ او ] به شما داد ، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت ، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت کیفر است.

بطور خلاصه سهم خداوند، سهم رسول، سهم خویشاوندان پیامبر و بنی هاشم، یتیمان و مسکینان و در راه درماندگان از بنی هاشم می باشد. همانطور که مشاهده می شود شباهت قابل توجهی میان مصارف انفال و خمس وجود دارد.

در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر عدم جواز تصرف در انفال بدون اذن امام تاکید شده است[22]. عده‌ای از فقها معتقدند که تصرف در تمام مصادیق انفال برای شیعیان در زمان غیبت امام، مباح شده است و مردم می­توانند در انفال به‌طور مطلق تصرف کنند. این قول به مشهور علما نسبت داده شده است. مرحوم نراقی (مستندالشیعه، ج2، ص95)، صاحب ریاض؛ سیّدعلی طباطبایی(ریاض­المسائل، ج5، ص270)، شهید اول(الروضة البهیة، ج4، ص312)، شهیدثانی(مسالک­الافهام، ج1، ص475)و... از قائلین به این قول می­باشند.[23] همانطور که مشاهده می شود مشهور علما معتقد به مباح شدن انفال در زمان غیبت امام هستند. بنده دلیلی برای تعلق کردن سهم انفال به مجتهد جامع الشرایط نمی بینم.

 نتیجه گیری و حکم

منفعت کسب را اصطلاحا در فقه ارباح مکاسب می نامند. بر خلاف زکات که به درصدی از درآمد تعقل می گیرد. خمس بر تفاوت میزان درآمد و مخارج و هزینه های سالانه تعلق می گیرد که اصطلاحا ارباح مکاسب نامیده می شود که خود نشانگر رفاه اقتصادی در آن زمان می باشد.

مشخص نیست چرا فقها زکات را فقط بر نه مورد اولیه که توسط پیامبر واجب گردیده است قرار داده اند و بر مثلا اسب و برنج و ... واجب نگردانیده اند. اما خمس را بر گسترش های دایره شمولیت آن در زمان ائمه واجب گردانیده اند.

متاسفانه بعضی فقها معتقدند، خمس بر سرمایه و رشد قیمت بر اثر تورم هم تعلق می گیرد. مرجع [24] می گوید تورم و اثر آن بر خمس مسائل جدیدی است که جای بررسی بیشتری دارد. اگر کالای تجاری مخمس رشد قیمت داشته باشد بر ارزش افزوده آن خمس تعلق می گیرد. همچنین اگر سرمایه شخصی رشد داشته باشد به رشد آن نیز خمس تعلق می گیرد. این مرجع می گوید: بله بر اساس محاسبه تورم در پرداخت خمس می توان مقدار تورم را از افزایش کالا یا افزایش سرمایه کسر کرد و سپس خمس را محاسبه کرد. مرجع [25] هم به بررسی این مسئله پرداخته است. نظرات مبهم بیان شده است، من هیچ دلیل روایی بر این مساله ندیدم. همانطور که مشخص است خمس تفاوت میزان درآمد و مخارج سالانه است و نشان دهنده رونق و ثروتمندی بیش از حد است و در احادیث هم بر فایده تعلق گرفته است نه رشد سرمایه بر اساس تورم که بی واقع بی ارزش شدن پول می باشد.

پروردگار و ملائکه درباره خمس توضیحات و حکم زیر را می گویند:
می گویند خمس مالیات خاص است در زمان رفاه جامعه که بر اساس ضرورتی دریافت می گردد. میزان شمول آن هم امام، عالم عادل مسلمان یا حکومت اسلامی می تواند مشخص نماید. که الان موضوعیت ندارد.
در آن زمان سادات از نظر فشار مالی در مضیقه بوده اند، همچنین امامان به منابع مالی اضافی برای اهداف خیر نیاز داشتند، لذا واجب گردیده است. امروزه ضرورتی برای آن وجود ندارد. امروزه فرقی بین سادات و غیرسادات نیست و هر دو می توانند از زکات بهره مند گردند. در آن روزها بخشی از شیعیان در رفاه خوبی قرار داشتند و بخشی فقیر و مستمند بوده اند. سادات گسترش پیدا کرده بوده اند و بخش زیادی از آنان در تنگدستی بسر می بردند و از زکات هم بهره مند نبوده اند. برای متوازن کردن درآمدها و توزیع ثروت خمس بر ارباح مکاسب و درآمد قرار گرفت و امام خود مسئول توزیع آن گردید و به مدیریت آن پرداخت و شبکه وکالتی درست کرد. البته شبکه وکالتی فقط برای دریافت مال نبوده است، برای پاسخگویی به سوالات شرعی مردم، رفع نیازهای شیعیان نیز بوده است. اما امروزه دیگر موضوعیت و ضرورتی وجود ندارد. شاید بعدا دوباره ضرورتی پیش آید و خمس واجب گردد. اما در زمینه خمس بر انفال، انفال متعلق به امام است نه غیر حتی عالم حتی فقیه. بنابراین درباره اموالی که از انفال بدست آید خمسی به عالم و فقیه تعلق نمی گیرد. این حکم فرشتگان می باشد. خمس درباره غنایم جنگی هم امروزه موضوعیت ندارد و اتفاق نخواهد افتاد. عدم توازن ثروت، مشکل سادات و عدم تعلق گرفتن زکات به آنان این ضرورت را ایجاد کرده بود. موضوعات تحت تعلق آن بر حسب این ضرورت در طول زمان گسترش یافته است. اما در سطح معمول نظر اهل سنت صحیح بوده و خمس فقط به غنایم جنگی تعلق می گیرد که این خود امروزه موضوعیت ندارد.

بطور خلاصه خمس مالیاتی است که از مسلمانان توسط حکومت اسلامی دریافت می شود. در صورت وجود حکومت غیر اسلامی توسط امام یا عالم عادل بر حسب ضرورت می تواند دریافت گردد. موارد شامل خمس، بعضی موارد انفال در زمان حضور امام و منفعت کسب در مواقع رفاه جامعه بر حسب ضرورت می تواند باشد. امروزه هیچکدام موضوعیت ندارد.

مراجع
[2] http://www.m-noormofidi.com/data.asp?gid=1383&id=2804
 [3]وسائل الشیعة، ج 9، ص 490
[5] https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%85%D8%B3
 [6]طبرسي، 1372، ج 9، ص 392
[7] ابويوسف، 1420ق، ص 352
[8] ابن شهر آشوب، بي تا، ج 2، ص 210
[9] صدوق، بي تا، ج 2، ص 377
[10] كليني، 1362، ج 1، ص 544
[11] طوسي، 1407ق، ج 4، ص 142
[12] كليني، 1362، ج 1، ص 540
[17] حر عاملی، 1391ق، ج6،  ص373
[21] مصباح الفقيه، ج‌14، ص‌237‌ـ‌254؛ النهايه، ص‌199‌ـ‌200؛ تذكرة الفقها، ج‌5‌، ص‌438‌ـ‌440
[22] وسائل الشيعه، ج‌9، ص‌525‌ـ‌526‌؛ مستدرك الوسائل، ج‌7، ص‌298‌ـ‌301
[24] http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa8796
[25] https://hawzah.net/fa/Article/View/88325/-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%D8%B3


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر